تبليغاتX
جاده نمناک - من.....

من زاده خلف زجرم

و زائوی هزیان

که ذهن حامله ام درد را بر ثانیه های خرابم

قی می کند

در تهوع ایستاده ام

و دوست دارم

خشمم را عطسه کنم

در چشم آنانکه

در تحدب باسن هرزگان جامانده اند

من دردم را بر قلمم فشار می دهم

وبرای عشق

حربه ام جز بیزاری نیست

من زاده خلف عبسم

من معتاد رنجم

و من همانم

که التماس می آویزم بر هراسانی ماه

و درد می کوبم در هاون شب

و خیره می شود

...و زوزه می کشم

 

شعر از فرشاد:باتشكر از تذكر غريبه البته بايد بگم كه من قبلا ازشون اجازه گرفتم.ولي بازم ممنون كه گفتين.com.http://poetical13.blogfa

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 21:36 توسط محبوبه |