سالهای قحطی مرد تمام اطرافم را نامردی احاطه کرده است ومن پشت سنگلاخ زندگی آنجا که آدمی از ترس خالی شدن زیر پایش در خود می پیچد ساده دخترکانی را می بینم که برای آنها دست دوستی تکان می دهند و گل لبخندشان را تقدیم می کنند وغیرت را در وجودشان می کاوند نامردی نامردی وباز هم نامردی ! چیزی به نام غیرت را در وجودشان نمی بینی ولی باز افسوس! که دخترکان ساده لبخند می زنند و.......................... 
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 21:13 توسط محبوبه
|
