امید آن هست که شاید روزی بر گردی
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 12:26 توسط محبوبه
|

بی تو
بی صدا می شکنم
هر چند می دانم
که در قلب تو دیگر جایی ندارم
در روز وداع همدم من ابرها بودند
که برایم اشک می ریختند و گواه عشق پاکم بودند
نمی دانم چگونه
روزهایم را به شب می رسانم
به امید زنده ام
به امید آنکه شاید تو را روزی ببینم.
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 21:0 توسط محبوبه
|


+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 23:4 توسط محبوبه
|


+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:59 توسط محبوبه
|

سهم من با آن همه دل واپسی
شد همان فریاد ها در بی کسی
سهم تو در آسمان های بلند
زندگی کردن رسیدن سر بلند
من همان نیلوفر مردابی ام
که در آن مرداب در تنهاییم
خاطراتم از اسارت بی کسی![]()
گریه هایم از حقارت نا کسی
کاش اندر این ره بی انتها
می سید اینجا صدایی از وفا
کاش در این منزل پر ز گناه
می رسیدم من به یک پشت و پناه
ولی افسوس که در زندگی ام
من رسیدم به همان بی کسی ام......................
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:55 توسط محبوبه
|

می توانستم فراموشت کنم یا شبی در اتش سوزان دل چون مهیب سینه خاموشت کنم کاش احساس نیاز دیدنت چون وجودت از وجودم دور بود کاش هرگز نمیدیدم تورا کاش ان شب هر دو چشمم کور بود.............
کاش ای تنها امید زندگی
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:44 توسط محبوبه
|

وقتي تــــو بــــودي ،
ســــكـوت آنــچنان زيبـــا بــود ،
كه مي شد خــوشه هاي محبت را از خيال نام تو چيـد!
وقتي تــــو بــــودي ،
بــاور بــا تـــو بودن ،
تنها به خوابي مي ماند كه با نسيم صبحگاهي از آسمان خيالم
به فراموشي سپرده مي شد!
ولي وقتي بــروي !
شايد باور بــي تـــو بودن ، نگاه سرد مرا به مهرباني يك دوســت
بيشتر آشـــنا كــند.........
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:38 توسط محبوبه
|

گویی
شب را پگاه نیست گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه گریه کن گریه غروبه مرحم این راه دوره سر بده آواز حق حق خالی کن دلی که تنگه گریه کن گریه قشنکه گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه چهره ها با اشک زیبا میشود عشق با تصویرمعنا میشود

+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 21:52 توسط محبوبه
|

نيست چشمهاي مهربانت را نديدن ساده نيست از زمان رفتنت خورشيد را گم كرده ام ناله هاي ابر را هر شب شنيدن ساده نيست قلب تو پر بود از ماه وهزاران پنجره ماه را از پشت يكديوار ديدن ساده نيست بوسه هايت دلنشين و خنده هايت دلفريب طعم تلخ اين جدايي را چشيدن ساده نيست باز هم امد بهار اما هوا افسرده است آه از دست زمستان هم رهيدن ساده نيست قلب من آتش گرفت از دوريت باران من ازدل اين آتش سوزان پريدن ساده نيست پادشاه قصر قلبم حكمران با شكوه ساده دل دادم ولي اين دل بريدن ساده نيست. ... ![]()
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 22:2 توسط محبوبه
|


هر وقت احساس کردی دلت برای کسی تنگ شده قلبت
برای کسی می تپه هر وقت دیدی چشمات بدون اینکه از تو اجازه بگیره
اشکاش رو گونه هات رها میشه
هر وقت شبا از خواب پریدی و اون جلوی چشمات بود
دیگه بدون داری عاشق می شی
هر گاه در وادی پر هیاهوی زندگی از قلوب بی عاطفه
انسان ها خسته شدی
تنها قلب من را به یاد آور که فقط به خاطر تو می تپید...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 21:58 توسط محبوبه
|
